۶ مهر ۱۴۰۵، ۱۴:۵۰

یاسی که زیر چکمه‌های خفقان کبود شد

یاسی که زیر چکمه‌های خفقان کبود شد

 زنانه بودن روایت نویسنده، تأثیر مستقیمی بر نگاه جزئی‌نگر و لطافتِ اثر گذاشته است. البته این لطافت هرگز به معنای کاستن از تلخی حقیقت یا سانسور خشونت تاریخ نیست.

یادداشت مهمان، زهرا حکیمیان: برای بسیاری از ما، تاریخ روایتی است از عددها، سال‌ها و نام‌های بزرگی که در کتاب‌ها ردیف شده‌اند؛ اما تاریخ واقعی در زوایای پنهانِ زندگی آدم‌های معمولی جریان دارد. جایی که یک قانون اجباری، آرامشِ یک خانواده را به‌هم می‌ریزد و یک معامله‌ قدرت، عشق پاکی را به خاک می‌سپارد.

راضیه تجار در رمان «یاس کبود» دست مخاطب را می‌گیرد و به دالان‌های تاریک، بن‌بست‌های پرالتهاب و فضای پرخفقانِ تهران در آستانه‌ به قدرت رسیدن رضاخان می‌برد؛ روزگاری که سایه‌ سنگین استبداد بر تمام زوایای زندگی مردم پهن شده بود.

داستان درباره‌ سیدمرتضی است؛ جوانی مؤمن و خوش‌خط، فرزند شهید سیدحکیم خراسانی، که به همراه مادرش زندگی می‌کند. خط خوش او باعث شده تا سرهنگ نظمیه او را به عنوان میرزابنویس خود نگه دارد و هرگاه لازم بود او را به عنوان گماشته خود به کارهای خانه‌اش وادارد. سیدمرتضی با تمام سادگی‌اش، دو دنیای کاملاً متفاوت را در زیست روزمره‌اش تجربه می‌کند؛ از یک‌سو شاگرد و شیفته‌ آیت‌الله مدرس است، پای درس او می‌نشیند، اخبار سیاسی نظمیه را پنهانی به او می‌رساند و افتخار کاتبی و ثبت خاطرات این روحانی مبارز را بر عهده دارد؛ و از سوی دیگر، در پنهان‌ترین و زلال‌ترین بخش از قلبش، دل در گروی دختر سرهنگ یعنی معطرخانم دارد. عشقی معصومانه، باحیا و نجابت‌یافته در سنت که در نگاه‌ها و نجواهای کوتاه خلاصه می‌شود و معطرخانم نیز دل در گروی این جوان خوش‌نام دارد.

اما این رویای شیرین در بستری از التهاب تاریخی پیش می‌رود. صدای پای قدرت گرفتن کامل رضاخان، ترورهای سیاسی، فشار بر مخالفان و در نهایت فرمان شوم کشف حجاب اجباری، آرام‌آرام بر سر شهر سایه می‌اندازد. وقتی پای قدرت، سیاست و منافع طبقاتی به میان می‌آید، تمام معادلات یک عشق پاک دستخوش تغییر می‌شود. سرهنگ که از کارگزاران نظمیه و نظم جدید است، تحت تأثیر جوّ حاکم و حفظ موقعیت خود، دخترش را مجبور به کشف حجاب می‌کند. با محکم‌تر شدن پایه‌های سلطنت رضا شاه، سرهنگ درخواست ازدواج سیدمرتضی و دخترش را با تکبر رد کرده و معطر خانم را به ازدواج با مردی پیر، قدرتمند و متصل به بدنه سیاسی روز اجبار می‌کند. پایان‌بندی تلخ و تکان‌دهنده‌ کتاب در روز عروسی رخ می‌دهد؛ پایانی که استعاره‌ای عریان از سرکوب مظلومیت و نجابت در برابر زیاده‌خواهی قدرت است.

نوشتن از یک برهه‌ حساس و پرپیچ‌وخم تاریخی بدون افتادن در دامِ گزارش‌های خشک سیاسی یا تحلیل‌های شعاری، هنر بزرگی است؛ هنری که راضیه تجار به‌خوبی از عهده‌ آن برآمده است. او با تکیه بر قلمِ تصویرگر، جزئی‌نگر و نثر اصیل خود، فضای تهرانِ قدیم، خانه‌های حوض‌دار و پر از درخت‌های یاس، بوی مرکب و کاغذ در محضر آیت الله مدرس، سادگی خانه و زندگی او و در مقابل، اتمسفر سرد، خشن و بی‌روح نظمیه و خانه‌های مجلل ارتشبدها را ملموس و زنده خلق کرده است. توصیفات نویسنده به گونه‌ای است که خواننده نه‌تنها صحنه‌ها را می‌بیند، بلکه بوی ناظر بر وقایع را حس می‌کند؛ از بوی عطر یاس‌های حیاط تا بوی خفقان و ترسی که در خیابان‌ها موج می‌زند. شخصیت‌های داستان نه‌تنها تیپ‌های صرفاً تاریخی یا نمادین، بلکه انسان‌هایی کاملاً ملموس و باورپذیرند؛ از سیدمرتضی که میان حیای عاشقانه، ایمانش و وظیفه‌ سیاسی‌اش در رفت‌وآمد است، تا معطر خانم که قربانی زیاده‌خواهی‌ها و معامله‌های سیاسی زمانه می‌شود.

راضیه تجار برای این رمان، نثری فاخر، جاندار، روان و متناسب با ادبیات پهلوی اول انتخاب کرده است. جملات، آهنگین، استوار و سرشار از ایجازند؛ نویسنده از زیاده‌گویی‌های ملال‌آور پرهیز کرده تا ریتم داستان متناسب با اضطراب و تعلیق آن روزگار باقی بماند. دیالوگ‌ها نیز با دقت و مهارت بالا طراحی شده‌اند؛ گفت‌وگوهای میان آیت‌الله مدرس و سیدمرتضی پر از حکمت، شجاعت و منش بزرگوارانه است، در حالی که دیالوگ‌های صاحبان قدرت و سرهنگ، لحنی تحکم‌آمیز، زمخت و خالی از عاطفه دارد. دیالوگ‌های عاشقانه نیز با نجیب‌ترین کلمات و بیشترین خویشتن‌داری ممکن روایت شده‌اند تا نجابت عشق سنتی آن دوران را بازتاب دهند.

زنانه بودن روایت نویسنده، تأثیر مستقیمی بر نگاه جزئی‌نگر و لطافتِ اثر گذاشته است. البته این لطافت هرگز به معنای کاستن از تلخی حقیقت یا سانسور خشونت تاریخ نیست، بلکه به این معناست که انسانیت، عواطف و رنج‌های روحی در اولویت قرار گرفته‌اند.

یکی از برجسته‌ترین ابعاد این رمان، روایت زندگی‌نامه و خاطرات آیت‌الله مدرس از زبان خودش برای سیدمرتضی است. راضیه تجار به شکلی هوشمندانه ماجرای ترورناموفق آیت الله مدرس، مخالفت‌های شجاعانه‌ی او با حاکمیت مطلق رضاخان و ایستادگی‌اش در برابر تهدیدها را در لایه‌های داستان گنجانده است.

انتخاب نام کتاب، هوشمندانه و سرشار از نمادگرایی است. یاس، نماد معصومیت، پاکی، معنویت و عطری است که در فضای خانه‌های اصیل ایرانی می‌پیچید؛ همان معصومیتی که در قامت معطر خانم تجلی می‌یابد اما در مواجهه با تازیانه‌ زورگویی، سیلی استبداد و خشونت زمانه، کبود و خونی می‌شود. این عنوان به زیبایی تضاد میان ظرافت دنیای عاطفی یک دختر نوجوان و زمختیِ بی‌رحمانه‌ دنیای قدرت‌ طلبان را به رخ می‌کشد.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: این سرما را تنها یک چیز برهم می‌زد.مشتی یاس که در جیب بغل داشت. که هرگاه سرخم می‌کرد و نفسی عمیق می‌کشید این عطروبو نرم‌تر از نرم تا عمق جانش فرومی‌نشست. عصر به خانه سرهنگ رفته بود. همان‌جا بود که یک‌دم معطرخانم را دیده بود. نه با چادر که بی‌چادر، نه باروبنده که بی‌روبنده. نه با پای جورابدار که با شلیته و تنبان بالای زانو. برای یک دم دلش فروریخته بود.وقتی در را به رویش گشوده بود روگردانده و استغفراللهی گفته بود.

تصویرگری روی جلد کتاب نیز دقیقاً در خدمت همین معنا و هویت بصری است. زمینه‌ جلد، پر از گل‌های یاس سپید و معصوم است که بر روی آن‌ها قلم‌نی و دواتی به چشم می‌خورد؛ امضایی بصری که هم‌زمان به شغل کاتبی سیدمرتضی و همچنین معصومیتِ پرپرشده معطر خانم و عشق بین آن دو اشاره دارد. این طراحی مینیمال و شاعرانه، پیش از باز کردن کتاب، حسِ یک خاطره‌ تلخ، اصیل و تاریخی را به خواننده منتقل می‌کند.

کتاب «یاس کبود» دریچه‌ای است تا نسل امروز بفهمد بر هم‌سن‌وسال‌هایشان در روزهای سیاه خفقان چه گذشته و چگونه در میان دود و باروتِ سیاست، عطری از یاس زیر چکمه‌های استبداد پرپر شده است.

کد مطلب 6959799

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha